سایه افکنده

لغت نامه دهخدا

سایه افکنده. [ ی َ / ی ِ اَ ک َدَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سایه افکنده شده:
بر و بازوی شیرو هم زور پیل
وز او سایه افکنده بر چند میل.فردوسی.

فرهنگ فارسی

سایه افکنده شده

جمله سازی با سایه افکنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه در این فیلم بیش از همه جلب نظر می‌کند بازی خیره‌کننده دنیرو و کانری است که بر بازی دیگران سایه افکنده‌است. شان کانری بخاطر بازی در این فیلم موفق به کسب جایزه اسکار گشت.

💡 من این را قبلاً دیده بودم، جایی که هنرمندان نظرات متفاوتی دربارهٔ یکدیگر دارند و انگار پیشکسوتان بر تازه‌کاران سایه افکنده‌اند.

💡 از غرور بی‌نیازی بارها بال هما بر سر من سایه افکنده است و سر پیچیده‌ام

💡 دفتر بال هما تقویم پارین گشته است چتر او تا سایه افکنده است بر فرق جهان

💡 این اولین رئیس‌جمهور اوتویی بود که چهار ماه قبل از کشته شدن در جریان نخستین انتخابات دمکراتیک این کشور برگزیده شده بود. شبح نسل‌کشی بر کشور همسایه رواندا سایه افکنده‌است.

💡 ضمیرت بر جهان نظم وقتی سایه افکنده بنانت در دیار نثر هنگامی گذر کرده

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز