ساکنین

لغت نامه دهخدا

ساکنین. [ ک ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ساکن در حالت نصبی و جری، باشندگان. متوطنان. مقیمان. رجوع به ساکن شود.

فرهنگ فارسی

جمع ساکن در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ): ساکنین شهر ری.

جمله سازی با ساکنین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمده فعالیت ساکنین شهر سجزی کشاورزی و دامداری می‌باشد و پس از آن بیشترین فعالیت اهالی در ایستگاه راه‌آهن سیستان، کارگاه‌ها و کارخانجات واقع در قطب صنعتی سجزی و دیگر کارخانه‌های داخل و خارج منطقه می‌باشد.

💡 براساس گزارش‌ها تا تاریخ ۱۳ فوریه، نزدیک به ۱۸۸۰۰۰ نفر از ساکنین منتقل شدند.

💡 این شهر به دلیل آب و هوای مناسب همواره مورد توجه ساکنین آمریکا بوده و شهری توریست پذیر به حساب می آید.

💡 این روستا در دهستان کوه دشت جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴۸ نفر (۹۱خانوار) بوده‌است.مردم این روستا به زبان لری تکلم می کنند،شغل اکثر ساکنین این روستا کشاورزی و دامپروری می باشد

💡 ۷۴٫۴٪ از افرادی که در تویید هدز غربی زندگی می‌کنند در استرالیا متولد شده‌اند. سایر ساکنین از کشور تولد، انگلستان ۷٫۶٪، نیوزیلند ۳٫۵٪، اسکاتلند ۱٪، آلمان ۰٫۷٪، فیلیپین ۰٫۵٪ بود.

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز