لغت نامه دهخدا
ساطوری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با ساطور ریزه ریزه کردن، چنانکه گوشت را برای کباب، یا سبزی را برای قورمه سبزی و غیره. رجوع به ساطور شود.
ساطوری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با ساطور ریزه ریزه کردن، چنانکه گوشت را برای کباب، یا سبزی را برای قورمه سبزی و غیره. رجوع به ساطور شود.
{comminution} [علوم و فنّاوری غذا] خرد کردن مواد غذایی به ویژه گوشت و سبزیجات به قطعات بسیار ریز
خرد کردن مواد غذایی بهویژه گوشت و سبزیجات به قطعات بسیار ریز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عنوان یک چاقوی آشپزخانه عمومی، یک چاقوی سانتوکو در زبان ژاپنی چاقوی «سه فضیلت» است. در آشپزخانه برای بریدن، قاچ زدن و ساطوری کردن استفاده میشود.