سارب

لغت نامه دهخدا

سارب. [ رِ ] ( ع ص ) رونده روبراه است در زمین.( شرح قاموس ). بر یک جهت رونده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || آنکه بروز رود. ( مهذب الاسماء ). سارِب ٌ بالنهار. ( قرآن 10/13 ). || ظاهر و نمایان در مذهب و مسلک خود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رونده روبراه است در زمین

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی سَارِبٌ: رونده در راه که رفتن خود را علنی کند و پنهان ندارد (از کلمه سَرَب یا سُرب به معنی معنای در سرازیری رفتن، روان شدن اشک، و نیز رفتن در هر راه میباشد )
ریشه کلمه:
سرب (۲ بار)
«سارِب» از مادّه «سَرَب» (بر وزن ضرر) در اصل به معنای آب جاری است و سپس به انسانی که دنبال کاری در حرکت است گفته می شود.

جمله سازی با سارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوهاشم (ره ) مى گويد: به اين قصد به حضور امام جواد(ع ) رفتم ديدم با جماعتىمشغول غذا خوردن است، فرصتى بدست نيامد تا در مورد سفارش ساربان، صحبت كنم.

💡 فرمود: به جهت آنكه تو مانع ورود برادرت ابراهيم ساربان شدى خداوند اباء و امتناعفرمود: از اينكه سعى ترا در اين حج قبول فرمايد مگر بعد از آنكه ابراهيم را راضىكنى.

💡 چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد

💡 از چشم ما برون نزند خیمه ساربان از بهر آنکه بر سر آبش بود نزول

💡 آهسته ساربان که زپای اوفتاده است در زیر بار غم شتر راهوار من ‌

💡 ابوهاشم (ره ) مى گويد: به اين قصد به حضور امام جواد (ع ) رفتم ديدم با جماعتىمشغول غذا خوردن است، فرصتى بدست نيامد تا در مورد سفارش ساربان، صحبت كنم.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز