زیرمرحله

مترادف‌ها

مرحله فرعی

فرهنگستان زبان و ادب

{subphase} [باستان شناسی] هریک از مقاطع جزئی تر مرحله که نتیجۀ بررسی های دقیق تر گونه شناختی و لایه نگاشتی است

ویکی واژه

هریک از مقاطع جزئی‌تر مرحله که نتیجۀ بررسی‌های دقیق‌تر گونه‌شناختی و لایه‌نگاشتی است.

جمله سازی با زیرمرحله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در این مرحله، کروموزوم‌ها جدا شدن از یکدیگر را آغاز می‌کنند، اما چون در بعضی نقاط تبادل صورت گرفته‌است، لذا در این نقاط متصل به یکدیگر باقی می‌مانند. این ریز مرحله حقیقتاً کیاسما نام دارد و از نظر ژنتیکی دارای اهمیت فراوانی است، زیرا تبادل بین کروماتیدهای ناخواهری در این زیرمرحله صورت می‌گیرد. تقاطع کروموزومی به تبادل ژن‌ها می‌انجامد و سبب تشکیل کروماتیدهای نوترکیب می‌شود. در ژنتیک مولکولی، تقاطع کروموزومی به عنوان وسیله تجربی برای نقشه‌برداری کروموزومی به کار می‌رود.

💡 مهم‌ترین رویداد در زیرمرحله پاکی‌تن، تشکیل کیاسما به هنگامی است که دو کروماتید خواهری از هر کروموزوم همتا، قطعاتی را بین خود مبادله می‌کنند. تبادل قطعات بین دو کروماتید از دو کروموزوم همتا را «تقاطع کروموزومی» گویند. زیرمرحله پاکی‌تن طولانی است. در پایان این زیرمرحله، نیرویی سبب جدا شدن کروماتیدها از یکدیگر می‌شود.

💡 در طراحی الگوریتم‌های پیچیده کامپیوتری، شکستن یک مسئله بزرگ به چندین زیرمرحله کوچک‌تر می‌تواند فرآیند حل مسئله را بسیار سریع‌تر و دقیق‌تر از قبل کند.

💡 مدیران پروژه برای کنترل بهتر پیشرفت کار، هر فعالیت اصلی را به چندین زیرمرحله مشخص تقسیم می‌کنند تا بتوانند زمان‌بندی دقیق‌تری برای اتمام کار داشته باشند.

💡 برای اجرای موفقیت‌آمیز یک برنامه آموزشی، باید هر زیرمرحله از فرآیند یادگیری را با دقت طراحی کرد تا دانش‌آموزان به تدریج مهارت‌های مورد نظر را کسب کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران