زهد ورزیدن
مترادفها
پارسایی، پرهیزگاری، تقوا
متضادها
دنیا طلبیدن، ولنگاری
لغت نامه دهخدا
زهد ورزیدن. [ زُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پرهیزگاری کردن. پارسائی کردن. ناخواهانی نمودن:
همچون پدر بحق تو سخن گوی و زهد ورز
زیرا که نیست کار جز این ای پسر مرا.ناصرخسرو.به عشق، مستی و رسوائیم خوش است ازآنک
نکو نباشد با عشق، زهد ورزیدن.سعدی.رجوع به زهد و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
پرهیزگاری کردن پارسائی کردن
جمله سازی با زهد ورزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به عشق مستی و رسواییم خوش است از آنک نکو نباشد با عشق زهد ورزیدن
💡 بسیاری از فیلسوفان و عارفان بزرگ در طول تاریخ، برای رسیدن به مرحلهای از آرامش درونی، تصمیم گرفتند که با زهد ورزیدن از تمامی تعلقات مادی و دنیوی خود چشمپوشی کنند.
💡 او پس از سالها فعالیت در دنیای سیاست و تجارت، تصمیم گرفت با زهد ورزیدن در یک صومعه دورافتاده، تمام عمر خود را صرف عبادت و مطالعه کتابهای مقدس کند.
💡 برخلاف تصور عمومی که زهد ورزیدن را تنها به معنای فقر دانستهاند، برخی معتقدند این عمل در واقع تمرینی برای تسلط بر نفس و رهایی از وابستگیهاست.