لغت نامه دهخدا
زمیلی. [ زُ م َ ] ( اِخ ) بطنی است از قبیله تجیب. از آن بطن است مسلمة زمیلی بن فخرمة تجیبی محدث. ( منتهی الارب ). رجوع به الانساب سمعانی شود.
زمیلی. [ زُ م َ ] ( اِخ ) بطنی است از قبیله تجیب. از آن بطن است مسلمة زمیلی بن فخرمة تجیبی محدث. ( منتهی الارب ). رجوع به الانساب سمعانی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمیلی که بر مرکز خویش دید سوی دایره میل خود پیش دید