زمک

لغت نامه دهخدا

زمک.[ زَ ] ( ع مص ) برانگیختن کسی را بر کسی تا سخت خشمگین شود بر وی. || پر کردن مشک را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمک. [ زَ م َ ] ( ع اِ ) خشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمک. [ زِ م ِ ] ( ع اِ ) بن دم جانور پرنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دم غزه مرغ و دم مرغ و بن دم آن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بن دم جانور پرنده دم غزه مرغ و دم مرغ و بن دم آن.

جمله سازی با زمک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخش زمکان یکی از بخش‌های تابعه شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه در غرب ایران است.

💡 این روستا در دهستان زمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۲ نفر (۳۰خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان زمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۲ نفر (۲۶خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان زمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۰ نفر (۱۶خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان زمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۶خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان زمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۵ نفر (۲۴خانوار) بوده‌است.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز