زشت کیش
متضادها
نیک کیش، پاک کیش
لغت نامه دهخدا
زشت کیش. [ زِ ] ( ص مرکب ) بدآیین. بددین. پیرو شیطان. کیش اهریمنی:
وگر تیره جانی بود زشت کیش
همان روز چون خواند ایزدش پیش
سیه روی خیزد زشرم گناه
سوی چینود پل نباشَدْش ْ راه.اسدی ( گرشاسبنامه چ یغمائی ص 137 ).سپهدار گفت ای بد زشت کیش
خوی بد چنین آورد کار پیش.اسدی ( گرشاسب نامه ایضاً ص 45 ).مگر کآن فرومایه زشت کیش
بکارش نیاید خرپشت ریش.سعدی ( بوستان ).غازیان غیب چون از حلم خویش
حمله ناوردند بر تو زشت کیش.مولوی ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).رجوع به زشت و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
بد دین پیر و شیطان
جمله سازی با زشت کیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذشتید ز آیین یزدان خویش به خوشنودی این دو تن زشت کیش
💡 چو این دید بد گوهر زشت کیش شگفتی فرو ماند درکار خویش
💡 به راه اندرون مژده آمدش پیش که برگاشت روی آن بدِ زشت کیش
💡 چو بشنید این سخن آزاده رامین بسی بر زشت کیشان کرد نفرین
💡 به ساحل ره خویش بگرفت پیش همی شد نهنکال آن زشت کیش
💡 ازو بگذری آب دریاست پیش نشستش در آنجاست آن زشت کیش