لغت نامه دهخدا
زرکن. [ زَ ک َ ] ( اِ ) در طالش به درختچه همیشک نام دهند و از آن رنگ زرد برای پشم کنند. رجوع به همیشک شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زرکن. [ زَ ک َ ] ( اِ ) در طالش به درختچه همیشک نام دهند و از آن رنگ زرد برای پشم کنند. رجوع به همیشک شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو غنچه کیسه پر از زرکن ای چمن که دگر رساند بر در دروازه کاروان نرگس
💡 وظیفه خوان صفات لبت بود جویا سزد چو غنچه پر از زرکنی اگر دهنش
💡 درودی فرستاد و گفت ای امیر پر از سیم و زرکن مرا بارگیر
💡 ور روی دل زرکن درت سوی غیر کرد بت را سجود کرده اله حرم گرفت