لغت نامه دهخدا
زروب. [ زُ ] ( ع اِ ) ج ِ زرب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( اقرب الموارد ). رجوع به زرب شود.
زروب. [ زُ ] ( ع اِ ) ج ِ زرب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( اقرب الموارد ). رجوع به زرب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زوربینگ اصولاً بر روی یک شیب ملایم انجام میشود اما دیده شدهاست که برای کنترل بیشتر سواران زروب آن را بر روی یک سطح صاف نیز انجام دهند. برای انجام این بازی در صورتی که تپه ای نباشد رمپهایی را ساختهاند که بازی را آنجا انجام دهند