لغت نامه دهخدا
زرادشت. [ زَ دُ ] ( اِخ ) زراتشت است که زردشت آتش پرست باشد. ( برهان ) ( آنندراج )... زردشت. ( ناظم الاطباء ):
گردن از بار طمع لاغر و باریک شود
این نوشتست زرادشت سخندان در زند.ناصرخسرو.رجوع به مزدیسنا، التفهیم بیرونی ص 260، حکمت اشراق ص 128، 157، 197، 301، عیون الاخبار ج 51 و 22، زراتشت و زردشت شود.