زخم ناخن
مترادفها
آسیب ناخن، جراحت ناخن
لغت نامه دهخدا
زخم ناخن. [ زَ م ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) با ناخن ریش کردن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). ریش کردن بناخن. ( بهار عجم ). || کنایه از رقوم منجمان. ( برهان ) ( بهارعجم ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
با ناخن ریش کردن کنایه از رقوم منجمان
جمله سازی با زخم ناخن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیده هر کس به کبک خوشخرام او فتاد سینه اش از زخم ناخن سینه شهباز شد
💡 گهی کنده به هر سوی از تک و پوی هلال از زخم ناخن بدر را روی
💡 غمزهٔ وحشی مزاجت در دل مجروح من زخم ناخن را خیال موج دریا میکند
💡 ز زهر غم شد آب زندگی تلخ نمود از زخم ناخن ماه را سلخ
💡 زخم ناخن کی برآرد مدعای سینهام؟ خنجر الماس میباید برای سینهام
💡 کوتهی در زخم ناخن این خسیسان می کنند آه اگر می داشت داغ ما توقع مرهمی