لغت نامه دهخدا
زبان نفهم. [ زَ ن َ ف َ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه، کودن. بلید. || لجوج. لجباز که حاضر به پذیرفتن حرف حق نشود. رجوع به ماده ذیل شود.
زبان نفهم. [ زَ ن َ ف َ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه، کودن. بلید. || لجوج. لجباز که حاضر به پذیرفتن حرف حق نشود. رجوع به ماده ذیل شود.
کودن لجوج
💡 خدا نكند آدم دانشمند گرفتار عوام زبان نفهم شود كه درست دو قطب مخالف در برابر همقرار مى گيرند و كار به جاى باريكى مى كشد.(4) به گفته صادق سرمد؛
💡 زبان نفهم وفایی! چه می توان گفتن ز بیزبانیم اظهار مدعا عبث است
💡 جک اسپارو (یا جک گنجیشکه) سمبل فیلم دزدان دریایی کارائیب است. او یک دزد دریایی بازیگوش و بامزه و زبان نفهم و دغل و بسیار زیرک و باهوش و خوش شانس است و محبوبترین شخصیت فیلم اوست. او بهطور خاصی راه میرود و حرف میزند و حرکات بامزهای انجام میدهد. در واقع کاریهای او در عین احمقانه بنظر رسیدن دارای مفهوم و معنی بالایی است و میتوان گفت همیشه یک نقشه دارد.
💡 سپس چهار تن از ((خزران )) زبان نفهم را فرا خواند و به هر يك شمشيرى داد و گفتبه مجرد ورود امام به داخل قصر او را به قتل برسانند و خود همچنان به تهديد و شاخ وشانه كشيدن پرداخته با صدايى كه از خشم مى لرزيد مى گفت:
💡 زبان نفهم وفایی چه می توان کردن بهوش باش که در پرده همزبانیهاست
💡 عوام زبان نفهم خدا نكند آدم دانشمند گرفتار عوام زبان نفهم شود كه درست دو قطب مخالف در برابر همقرار مى گيرند و كار به جاى باريكى مى كشد.(4) به گفته صادق سرمد؛