ریایی
مترادفها
ریاکاری، دورویی، نفاق، تظاهر
متضادها
صداقت، اخلاص، بیریایی
لغت نامه دهخدا
ریایی.( ص نسبی ) ریائی. منسوب به ریا. مُرائی. ( از یادداشت مؤلف ). مکار و ریاکار. ( ناظم الاطباء ):
خدا خدا به تو نالم ز زاهدان ریایی
که عالمی بفریبند با قبا و ردایی.؟ ( از روزنامه ناله ملت ).رجوع به ریاکار شود.
فرهنگ فارسی
مسنوب به ریا. مرایی. مکار و ریاکار.
جمله سازی با ریایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون نیاز ریایی ما بر آتش نه که سوی روضه نیاریم کاه دودانگیز
💡 بیار ای بت ساقی می مغانه که من ز سر به در کنم این خرقة ریایی را
💡 حاصل زهد ریایی جز کف افسوس نیست دانه چون پنهان شود در خاک حاصل میدهد
💡 سوگند ترک لعل تو از بیم طعن غیر چون توبة ریایی مستان شکسته به
💡 خود را ز قید زهد و ریایی برون بریم باشد کزان کدورت دل را صفا کنیم
💡 صوفی ز ما بیاموز آیین عشقبازی کز زاهد ریایی این کار کمتر آید
💡 رفتار ریایی در روابط انسانی باعث از بین رفتن اعتماد متقابل میشود و میتواند باعث شود که افراد دیگران را با نیتهای سوء مورد قضاوت قرار دهند.
💡 در آموزههای اخلاقی، بر دوری از رفتارهای ریایی و تمرکز بر صداقت و اخلاص در انجام کارها تاکید شده است تا روح انسان پاک بماند.
💡 کسی که با رویکردی ریایی در جامعه فعالیت میکند، شاید در کوتاهمدت منافعی کسب کند، اما در بلندمدت اعتبار و شخصیت خود را نزد دیگران از دست میدهد.