لغت نامه دهخدا
رونکی. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) رانکی. پاردم. تلفظی از رانکی. منسوب به ران. نواری پهن از چرم یا پارچه های ضخیم پشمی که در پشت ران و زیر کفل چارپایان ( خر، استر، یابو ) بندند و صحیح آن «رانکی » است یعنی مربوط به ران. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
رونکی. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) رانکی. پاردم. تلفظی از رانکی. منسوب به ران. نواری پهن از چرم یا پارچه های ضخیم پشمی که در پشت ران و زیر کفل چارپایان ( خر، استر، یابو ) بندند و صحیح آن «رانکی » است یعنی مربوط به ران. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رونکی دی لجوناری ۱۷٫۰ کیلومترمربع مساحت و ۱۱٬۹۳۷ نفر جمعیت دارد و ۱۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.