روغن دان

لغت نامه دهخدا

روغن دان. [ رَ / رُو غ َ] ( اِ مرکب ) ظرف روغن و حقه روغن. ( ناظم الاطباء ). ظرفی که در آن روغن نگه دارند. ( آنندراج ). مدهن. قرز.( منتهی الارب ). جای روغن. قُرز. || ظرفی خرد روغن دار و آن را لحاف دوزان و درودگران برای سوزن و اره و مانند آن دارند. || تابه. ( یادداشت مؤلف ). || حقه مرهم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

ظرف روغن، جای روغن.

فرهنگ فارسی

ظرفی که در آن روغن را نگهدارند

جمله سازی با روغن دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ، روغن دان یا روغن زرد نیز شهرت دارد؛ یک فرآورده حیوانی و روغنی خوراکی است که از شیر گاو یا گوسفند تهیه می‌شود. این روغن یکی از انواع روغن رایج در برخی نقاط ایران است و برترین و مطلوب‌ترین نوع آن در منطقۀ کرمانشاه تهیه می‌شود که طعم و بوی مطبوعی دارد و از ارزش غذایی بالایی بهره‌مند است.