لغت نامه دهخدا
( آموزانیدن ) آموزانیدن. [ دَ ] ( مص ) آموزاندن. تعلیم. ( دهار ).
( آموزانیدن ) آموزانیدن. [ دَ ] ( مص ) آموزاندن. تعلیم. ( دهار ).
( آموزانیدن ) ( مصدر ) تعلیم دادن آموختن.
(قدیم): آموزانیدن بن مضارع فعل آموزان است. آموختن. بیاموزانید این گفتار را مر کودکان خود را. «ناصرخسرو»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا حمزه و کسایی و لکن بتخفیف و الشیاطین برفع خوانند کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ میگوید سلیمان کافر نبود و جادویی کار وی نبود، لکن شیاطین کافر بودند و جهودان را جادویی میآموزانیدند.