روستاگردی
مترادفها
گشت و گذار روستایی
فرهنگستان زبان و ادب
{rural tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگران زندگی روستایی را تجربه می کنند
ویکی واژه
نوعی گردشگری که در آن گردشگران زندگی روستایی را تجربه میکنند.
جمله سازی با روستاگردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طبیعت گردی یا اکوتوریسم پر طرفدارترین نوع از روستاگردی است که در آن سفر برای دیدن طبیعت انجام میشود. گردشگران در این سبک از سفر برای دیدن و لذت بردن از طبیعت روستا به آنجا سفر میکنند.
💡 امکانات تفریحی دریاچه شامل ورزشهای آبی مانند قایقرانی و اسکی، جزیرهگردی و روستاگردی است. با این حال، شنا و ماهیگیری در دریاچه ممنوع است. برای اقامت، میتوان از اقامتگاه روستای پامنار، ویلاهای پشت سد یا چادر زدن در کنار دریاچه استفاده کرد. بهترین زمان سفر به دریاچه شهیون، انتهای زمستان و اوایل بهار است.
💡 بسیاری از گردشگران امروزی برای فرار از هیاهوی شهر و تجربه زندگی اصیل، به فعالیتهای روستاگردی و اقامت در خانههای روستایی روی آوردهاند.
💡 برنامههای روستاگردی میتواند باعث رونق اقتصادی مناطق محروم شود و باعث شود کشاورزان با روشهای نوین گردشگری آشنا شوند و درآمد بیشتری کسب کنند.
💡 من در تعطیلات تابستان گذشته با دوستانم به یک تور روستاگردی رفتم تا با فرهنگ و سنتهای قدیمی مردم در مناطق دورافتاده آشنا شوم.