روزه گشادن

لغت نامه دهخدا

روزه گشادن. [ زَ / زِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) افطار کردن. ( آنندراج ). افطار. ( مصادر زوزنی ). فطر. ( دهار ): ندا آمد که یا موسی روزه بگشادی ده روز دیگر روزه بدار. ( قصص الانبیاء ).
بر دهان غنچه گه گه میزند بوسی نسیم
کان شکرلب جز ببوسه روزه نگشاید همی.امیرخسرو ( از آنندراج ).|| تفطیر. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

افطار کردن. افطار. فطر

جمله سازی با روزه گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر شب که بود قاعده سفره نهادن ما را ز خیال تو بود روزه گشادن

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز