لغت نامه دهخدا
روز تحویل. [ زِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که در آن آفتاب در برج حمل داخل میشود. ( ناظم اطباء ). نوروز.
روز تحویل. [ زِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که در آن آفتاب در برج حمل داخل میشود. ( ناظم اطباء ). نوروز.
روزی که در آن آفتاب در برج حمل داخل میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو فرخنده و میمون و مبارک بادند چه مه روزه و دیگر چه و روز تحویل
💡 سایه افکند مه روزه و روز تحویل روز مسعود مبارک مه میمون جلیل
💡 روند اجرایی تولید بنزین در مجتمعهای پتروشیمی بدون استفاده از روند اصلاح و بهسازی بود. طرح بنده این نبود که استفاده کردند. در واقع همان چیزی که در پتروشیمیها تولید میشد را بدون هیچگونه روند اصلاحی و رساندن آن به استانداردهای روز تحویل پالایشگاهها میدادند.