روز برگشته

لغت نامه دهخدا

روزبرگشته. [ ب َ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بخت برگشته. تیره روز. نگون بخت:
وگرنه مرا روزبرگشته گیر
سپه را یکایک همه کشته گیر.فردوسی.

فرهنگ فارسی

بخت برگشته. تیره روز

جمله سازی با روز برگشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز گیسوی خود، کار سرگشته تر ز مژگان خود، روز برگشته تر

💡 کزو شاه را روز برگشته بود به آورد بر پشت او کشته بود

💡 که کشتت که بر دشت کین کشته باد برو جاودان روز برگشته باد

💡 چو دارا به رزم اندرون کشته شد همه دوده را روز برگشته شد

💡 ز هندو به خنجر بسی کشته شد همان زنده را روز برگشته شد

💡 به هر جای بر تودهٔ کشته بود کسی را کجا روز برگشته بود

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز