روداری
لغت نامه دهخدا
روداری.( حامص مرکب ) کنایه از شرم حضور. ( آنندراج ). رودربایستی. از «رو داری » آن خواهند که امروز از «رودربایستی » اراده کنند. ( از امثال و حکم دهخدا ):
نباشد سخت باطن چشم روداری ز احبابش
بود آیینه فولاد کی حاجت به سیمابش.تأثیر ( از آنندراج ).- امثال:
هرکه روداری کند خانه داری نکند؛ یعنی هر که در اداره امور و دقت در خرج و دخل خانه شرم و حیا را ملاحظه کند قادر به حسن اداره امور و برقراری نظم و نسق صحیح و ترتیب خانه مرفه و پراسباب و اثاث نخواهد بود. رجوع به امثال و حکم شود.
|| پروریی. بیحیایی. گستاخی. وقاحت. || مرتبه و درجه و جاه و جلال و شأن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کنایه از شرم حضور. رودربایستی
جمله سازی با روداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۲۹ مارس ۱۹۷۹، یک سیارک به افتخار او به نام «۲۷۰۳» روداری نامگذاری شد.
💡 روداری به خاطر داستانهای فانتزیاش که مسائل اجتماعی دنیای واقعی را در بر میگرفت، شهرت پیدا کرد. در سال ۱۹۷۰، او اولین و تا به امروز تنها ایتالیایی بود که برنده جایزه هانس کریستیان آندرسن برای نویسندگی شد، یکی از بالاترین افتخارات بینالمللی در ادبیات کودک.
💡 روداری به خاطر کمکهایش به ادبیات کودکان، جوایز مهم بسیاری را در طول زندگیاش دریافت کرد و امروزه او بهعنوان مهمترین نویسنده کودکان قرن بیستم ایتالیا در نظر گرفته میشود و کتابهایش به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شدهاند.
💡 دو سال بعد او مجموعه داستانهای موفق خود را با نام «قصههای تلفنی» منتشر کرد که برخی آن را شاهکار او میدانند. روداری در دهههای بعد به تولید انواع ادبیات محبوب ادامه داد و جایگاه خود را به عنوان یک نام آشنا در ایتالیا به دست آورد. او بهطور همزمان سهم زیادی در جنبش اصلاحات آموزشی کشور داشت.