روحانیات

مترادف‌ها

معنویت، امور معنوی

لغت نامه دهخدا

روحانیات. [ نی یا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ روحانیة. رجوع به روحانیة شود.
- عالم روحانیات؛ عالم عقول و نفوس مجرده. ( فرهنگ علوم عقلی سجادی ص 281 ). و رجوع به عالم روحانی ( ذیل روحانی ) شود.

جمله سازی با روحانیات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدان که عذر ایشان از پیش پیدا کرده آمد که چیست و این سخن مخالف آن نیست که هر چه ایشان گفته اند در شرح آخرت درست است، ولکن از شرح محسوسات بیرون نشده اند یا روحانیات را ندانسته اند و یا آن که بدانسته است شرح نکرده است که بیشتر خلق در نیابند.

💡 این آیین رابطه بین روحانیات و دنیویات یا مذهب و سیاست را معلوم می‌کند.

💡 از کمالِ نفسِ انسان حاصل ست این اقتباس آنکه استدلال می گیرند از روحانیات

💡 در مراسم‌های مذهبی سنتی، حضور پررنگ روحانیات و بزرگان دین به ایجاد فضای معنوی و آرامش در میان جمعیت کمک شایانی می‌کند.

💡 انجمن‌های خیریه معمولاً با همکاری نزدیک روحانیات محلی تلاش می‌کنند تا کمک‌های لازم را به دست نیازمندان و افراد آسیب‌پذیر برسانند.

💡 در مطالعات علوم اجتماعی، نقش روحانیات در حفظ سنت‌ها و هدایت اخلاقی جامعه در طول قرن‌های مختلف مورد بررسی‌های گسترده قرار گرفته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران