رنگ شکستن

لغت نامه دهخدا

رنگ شکستن. [ رَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرنگ کردن. بی رونق کردن:
ترسم که شکستی به گلستان تو آید
زآن آه که رنگ گل خورشید شکستم.باقر کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بیرنگ کردن بیرونق کردن

جمله سازی با رنگ شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمارتی که نگردد خراب، همواری است گلی که رنگ شکستن ندیده هشیاری است

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز