رنگ سوختن

لغت نامه دهخدا

رنگ سوختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) رنگ بردن. ( آنندراج ). رجوع به رنگ بردن شود:
با تف سینه ساختم طره ناله آتشین
رنگ ترانه با رخ بانگ هزار سوختم.طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رنگ بردن

جمله سازی با رنگ سوختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعله رنگ سوختن می بارد از خاشاک من بر زمین افتاده او را نگهبان در سر است

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز