رنج دیدن

لغت نامه دهخدا

رنج دیدن. [ رَ دی دَ ] ( مص مرکب ) آزار دیدن. دچار اذیت شدن. صدمه و آسیب دیدن. مشقت و محنت را گرفتار آمدن. مکابدة:
بسی رنج دیدم ز خاقان چین
ندیدم که یک روز کرد آفرین.فردوسی.سپهبد چنین گفت چون دید رنج
که دستور بیدار بهتر ز گنج.فردوسی.فرامرز پسر کاکو را پیش آوردند و طغرل گفت رنجها دیدی، دل قوی دار. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 642 ). رنج دیدی بباید آسود. ( تاریخ بیهقی ص 380 ). خواجه بروزگار پدرم آسیبها و رنجها دیده است. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

آزار دیدن دچار اذیت شدن صدمه و آسیب دیدن

جمله سازی با رنج دیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه سود این رنج دیدن چون منی را؟ که اندوه من این نادان نداند

💡 دل مادر برست از رنج دیدن تو گفتی خواست از شادی پریدن

💡 تنم بگداخت از بس رنج دیدن دلم بگریخت از بس غم کشیدن

عشقی یعنی چه؟
عشقی یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز