رمه دار

لغت نامه دهخدا

رمه دار. [ رَ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) خداوند و مالک رمه. ( ناظم الاطباء ). چوپان. شبان. رمه یار. رمیار. رمه بان. گله بان. گله دار:
ما را رمه داری است نه زو در رمه آشوب
نه ایمن از او گرگ و نه سگ زو بفغان است.منوچهری.

فرهنگ عمید

گله دار، صاحب رمه.

فرهنگ فارسی

خداوند و مالک رمه چوپان شبان

جمله سازی با رمه دار

💡 واژه دنگیزک در اصل یک اصلاح ترکی است. طبق برخی روایات محلی و شفاهی از اهالی کوچ‌نشین و رمه دار شمال منطقه ساوجبلاغ یعنی الکایی‌ها و برخی اهالی کوچ‌نشین طالقان که طی سده‌های متوالی در این محل و منطقه رفت‌وآمد داشته‌اند، در موقعیت شرقی کنونی روستای دنگیزک (روستای ابراهیم بیگی) چشمه‌ای گوارا و شیرین وجود داشته که به سبب لطافت، شفافیت و گوارایی تحت نام نازان چشمه (ابراهیم بیگی فعلی) شناخته می‌شده‌است.

💡 ممكن است گفته شود كه اصل اين كلمه الغنم السائمة است ومعناى آيه ايناست كه آل فرعون شما را عذاب چر مى كردند، ليكن اين معنا همان طور كهدر تبيان از ابن دريد نقل شده، مبنى بر اين است كه معناى سوم متعددى باشد، به نحوىكه گفته شود: سام الرجل ماشيته؛ يعنى مرد رمه دار حيوان خود را چرانيد وآن را به چراگاه برد؛ زيرا سامت الماشية به معناى رعتبنفسها فعل لازم است، در حالى كه يسومون در آيه متعدى است. از اين رو اگرمقصود چرانيدن باشد به باب افعال مى رود، بهدليل فيه تسيمون.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز