رعو

لغت نامه دهخدا

رعو. [ رَع ْوْ ] ( ع مص ) رَعوَة. رِعوَة. بازایستادن مرد از کارخود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رَعوَة شود. || رُعْوْ یا رِعْوْ. پرداختن از جهل و بدی و بازایستادن از آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به رَعوَة شود.
رعو. [ رُع ْوْ ] ( ع اِ ) رَعْوْ. رِعْوْ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به رَعْوْ شود.
رعو. [ رِع ْوْ ] ( ع اِ ) رَعْوْ. رُعْوْ. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به رَعْوْ شود.

جمله سازی با رعو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابراهيم بن تارخ بن ناحور بن سروج بن رعو بن فالج بن عابر بن شالح بن ارفخشد بن سام بن نوح.

فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز