لغت نامه دهخدا
رشوتی. [ رِش ْ / رُش ْ وَ ]( ص نسبی ) کسی که قبول رشوه می کند. ( ناظم الاطباء ).
رشوتی. [ رِش ْ / رُش ْ وَ ]( ص نسبی ) کسی که قبول رشوه می کند. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز طاعت رشوتی خواهی به کارم بکن، گویا مکن، رشوت ندارم
💡 دامن از من درمکش تا هر دمت رشوتی نو در گریبان میکنم
💡 نهانی رشوتی دادی نسیم صبح را وز او غباری عاریت از درگه فخر زمان کردی
💡 بذل شاهانهست این بی رشوتی بخشش محضست این از رحمتی
💡 از من ستانی رشوتی تا من بباشم ساعتی نزدیک حورا صورتی ای سنگدل ای پاسبان