لغت نامه دهخدا
رسن بسته. [ رَ سَم ْ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقید. بندی. بطناب بسته شده. به رسن بسته شده:
شنیدم رسن بسته ای سوی دار
بر او تازگی رفت چون نوبهار.نظامی.
رسن بسته. [ رَ سَم ْ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقید. بندی. بطناب بسته شده. به رسن بسته شده:
شنیدم رسن بسته ای سوی دار
بر او تازگی رفت چون نوبهار.نظامی.
مقید بندی بطناب بسته شده
💡 رسن بسته چون غول بر دست و پای مرا در یکی خانه کردند جای
💡 ماه رسن بسته چو دلو استوار یافته در خانهٔ ماهی قرار
💡 دو کشتی به هم باز پیوسته داشت میان دو کشتی رسن بسته داشت
💡 شنیدم رسن بستهای سوی دار برو تازگی رفت چون نوبهار
💡 چو گردد ز دولابهٔ نال سیر رسن بسته در گردن آید به زیر