رستوران دار
مترادفها
صاحب رستوران
فرهنگستان زبان و ادب
{restaurateur} [گردشگری و جهانگردی] کسی که غذاخوری/ رستوران را اداره کند
جمله سازی با رستوران دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آب و هوای این روستا در تابستان خنک و دلپذیر و در زمستان سرد و برفی می باشد. به دلیل اینکه راه بقیه روستاها و شهرهای رودبارقصران از رودک می گذرد در روزهای تعطیل اغلب، جاده ترافیک است و به همین علت محل مناسبی جهت رستوران داری و فروشندگی است. به همین خاطر بیشتر رستوران های رودبار قصران در این روستا قرار دارد.
💡 آن رستوران دار قدیمی با مهربانی تمام از مشتریان استقبال میکرد و همیشه سعی داشت تا با ارائه بهترین مواد اولیه، طعم واقعی غذاهای سنتی را حفظ کند.
💡 بسیاری از رستوران داران موفق معتقدند که برخورد مناسب با مشتری و ایجاد محیطی آرام، مهمترین عامل برای بازگشت دوباره مشتریان به مجموعه آنها در درازمدت است.
💡 با وجود مشکلات اقتصادی، آن رستوران دار پرتجربه توانست با مدیریت هوشمندانه هزینهها و خلاقیت در منو، کسبوکار خود را در برابر رقبا پایدار نگه دارد.