لغت نامه دهخدا
رستم راه. [ رُ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سربند بالا ازبخش سربند شهرستان اراک. سکنه آن 188 تن. آب آن ازقنات و چشمه. محصولات آنجا غلات و بنشن و پنبه. صنایعدستی قالیچه بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
رستم راه. [ رُ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سربند بالا ازبخش سربند شهرستان اراک. سکنه آن 188 تن. آب آن ازقنات و چشمه. محصولات آنجا غلات و بنشن و پنبه. صنایعدستی قالیچه بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
ده از دهستان سربند بالا بخش سربند شهرستان اراک.
رستم راه روستایی در دهستان زالیان بخش زالیان شهرستان شازند استان مرکزی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۲۴ نفر ( ۱۰خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رستم راه دو روزه را یک روزه پیمود؛ به همین دلیل گرسنه شد و تا خواست استراحت کند. ناگهان دشتی پر از گورخر پدیدار شد. رستم با رخش به سمت آنها رفت و کمند انداخت و گوری را شکار کرد. آتشی برافروخت و گور را بریان کرد و خورد. آنگاه افسار رخش را باز کرد و او را برای چرا رها کرد و خود در نیستانی بستر خواب ساخت به خواب رفت.
💡 چون ولایتها گرفت اندر تنت دیو سپید رستم راهی گر او را ضربت رستم زنی