رخصت فرما
مترادفها
اجازه دادن
متضادها
منع کردن، ممنوع کردن
لغت نامه دهخدا
رخصت فرما. [ رُ ص َ ف َ ] ( نف مرکب ) اجازه و اذن دهنده. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
اجازه و اذن دهنده
جمله سازی با رخصت فرما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسلم بن عَوْسَجَه خواست تيرى به جانب آن ملعون افكند آن حضرت رضا نداد و منعش فرمود،عرض كرد: رخصت فرما تا او را هدف تير سازم همانا او فاسق و از دشمنان خدا و ازبزرگان ستمكاران است و خداوند مرا بر او تمكين داده.