رجالات
مترادفها
بزرگان، نامداران، شخصیتها
لغت نامه دهخدا
رجالات. [ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ رجال ججج ِ رَجُل. ( ناظم الاطباء ). || ج ِ رَجُل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج ِ رَجُل، به معنی مرد. ( آنندراج ).
جمله سازی با رجالات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قالت: يا اهل كوفه سواة لكم ما لكم خذلتم حسينا و قتلتموه و انتهبتم اءمواله وورثتموه و سبيتم نساءه و نكبتموهن فتبا لكم و سحقا و يلكم اءتدرون اى دواه دهتكم ؟! واىوزر على ظهوتكم حملتم ؟! و اءى صبية سبتمولهن ؟! قتلتم خير رجالات بعد النبى صلىالله عليه و آله و نزعت الرحمة من قلوبهم ! الا ان حزب الله هم الفائزون و حزبالشيطان هم الخاسرون ثم قالت:
💡 ((... ان المختار فى الطليعة من رجالات الدين و الهدى و الاخلاص و ان نهضته الكريمةلم تكن الا لاقامة العدل، باستيصال شاءفه الملحدين، و اجتياح جذوم الظلم الاموى و انهمنزح (اى مبعد) من المذهب الكيسانى )). )) (275)
💡 (( و كان محمّد بن زيد من رجالات بنى هاشم لسانا و بيانا)). ))محمّد بن زيد از نظر بيان و گرمى سخن از مردان برجسته بنى هاشم به شمار مى رفت، خطيب بغدادى، در شرح حال او مى نويسد:
💡 در آن دوران، مجلس پر بود از رجالات و بزرگان قوم که با بحث و تبادل نظر، تصمیمات مهمی را برای آیندهی کشور میگرفتند.
💡 نویسنده در کتاب خود با دقت بسیار زیادی به معرفی رجالات و شخصیتهای برجستهی تاریخ پرداخته است تا نسلهای آینده از آنها بهره ببرند.
💡 ملاقات با رجالات و افراد صاحبنظر میتواند دیدگاههای علمی و اجتماعی فرد را در حین گفتگوهای عمیق و تخصصی به شدت گسترش دهد.