راهروش

لغت نامه دهخدا

راهروش. [ رَ وِ ] ( اِ مرکب ) راه و روش. رسم و طریقه و عادت وآداب و رسوم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به راه و روش شود.

فرهنگ فارسی

راه و روش. رسم و طریقه و عادت و آداب و رسوم.

جمله سازی با راهروش

💡 این راهزنان که راهروشان نام است درویشیشان خاص برای عام است

💡 وجهت وجهى للذى فطر السموات والارض روى دل خود را متوجه ساختم به آنكه، به قدرت محض بيافريد آسمانها و زمين را عالمالغيب و الشهاده داناى نهان و آشكارا. حنيفا در حالتى كه متمايلم از همه دينها به دين توحيد. مسلما در صورتى كه فرمانبردارم. على ملة ابراهيم به روش حضرت ابراهيم - عليه السلام -. و دين محمد - عليه السلام - و راهروش دين محمد - عليه السلام -