لغت نامه دهخدا
راجن. [ ج ِ] ( ع ص ) خوکرده و الفت گرفته بجایی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رام و خانگی و دست پرورده. ( ناظم الاطباء ).
راجن. [ ج ِ] ( ع ص ) خوکرده و الفت گرفته بجایی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رام و خانگی و دست پرورده. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورقه بن نوفل مسيحى مى داند كه آن كس كه به خدمت پيغمبر رسيده استجبرئيل بود، اما رسول خدا خودش اين را نمى داند، و حتى از اين مى ترسيد كه نكند او راجن گرفته باشد و آيات قرآن هم سخنان موزون آنان باشد.
💡 تحصیل راجنپور (به اردو: تحصِيل راجن پُور) یکی از تحصیلهای پنجاب، پاکستان در پاکستان است که در پنجاب (پاکستان) واقع شدهاست.