لغت نامه دهخدا
ذوالفطن. [ ذُل ْ ف ِ طَ ] ( ع ص مرکب ) خداوند زیرکیها:
اندر این امت نبد مسخ بدن
لیک مسخ دل بود ای ذوالفطن.مولوی.
ذوالفطن. [ ذُل ْ ف ِ طَ ] ( ع ص مرکب ) خداوند زیرکیها:
اندر این امت نبد مسخ بدن
لیک مسخ دل بود ای ذوالفطن.مولوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر اين امت نَبُد مَسخِ بدن -----ليك مَسخِ دل بود، اى ذوالفطن (273)
💡 چون برابر اوفتادم با تو من کرد سجده حمل من ای ذوالفطن