ذو الرحم

مترادف‌ها

خویشاوند، بستگان

لغت نامه دهخدا

ذوالرحم. [ ذُرْ رَ ح ِ ] ( ع ص مرکب ) اُمّی. مادری. ( برادر، خواهر ) برادران یا خواهران که از مادر یکی و از پدر جدا باشند. بطنی، مقابل صلبی.

فرهنگ فارسی

امی. مادری. برادران یا خواهران که از مادر یکی و از پدر جدا باشند.

جمله سازی با ذو الرحم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آيه اول در واقع استدلالى است براى آنچه در آيات پيش در زمينه عدم ظلم پروردگاربيان شد، آيه مى گويد پروردگار تو، هم بى نياز است، و هم رحيم و مهربانبنابراين دليلى ندارد كه بر كسى كوچكترين ستم روا دارد زيرا كسى ستم مى كند كهيا نيازمند باشد يا خشن و سنگدل (و ربك الغنى ذو الرحم ).

💡 در آموزه‌های دینی، رعایت حقوق ذو الرحم و برقراری ارتباط صمیمانه با خویشاوندان، از واجبات و اهمیت بسیار زیادی در تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی برخوردار است.

💡 اسلام بر اهمیت پیوند با ذو الرحم تأکید فراوان دارد و معتقد است که قطع رابطه با بستگان، پیامدهای معنوی و اجتماعی ناگواری خواهد داشت.

💡 هر فردی باید در هنگام مواجهه با مشکلات و سختی‌های زندگی، به دنبال حمایت و کمک از سوی ذو الرحم و اعضای نزدیک خانواده خود باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران