لغت نامه دهخدا
دیوسیرت. [ وْ رَ ] ( ن نف مرکب ) شیطان صفت. آنکه خلق و خوی دیو دارد. بد خلق و خوی:
ز رقیب دیوسیرت بخدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را.حافظ.
دیوسیرت. [ وْ رَ ] ( ن نف مرکب ) شیطان صفت. آنکه خلق و خوی دیو دارد. بد خلق و خوی:
ز رقیب دیوسیرت بخدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را.حافظ.
دیوسرشت، بدنهاد، بدطینت، بدروش.
( صفت ) دیو سرشت دیونهاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربغ بودی از این دیوسیرتان بر من اگرنه با من پاس خدای سبحان بود
💡 ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود، پناهم. مَگَر آن شهابِ ثاقب، مددی دهد، خدا را!
💡 دیوسیرت ای ملایک صورتان ملک روم خنده میآید مرا بر چشم گریان شما