لغت نامه دهخدا
دیوانه نما. [ دی ن َ / ن ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) که دیوانه بنظر آید. که به دیده چون بیخردان آید. که تصور رود دیوانه است.
دیوانه نما. [ دی ن َ / ن ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) که دیوانه بنظر آید. که به دیده چون بیخردان آید. که تصور رود دیوانه است.
که دیوانه بنظر آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجنون که کناره جست زین خلق دیوانه نمای عاقلی بود