دیرینی
مترادفها
کهن، قدیمی، باستانی
متضادها
جدید، نو، تازه، معاصر
لغت نامه دهخدا
دیرینی. ( اِخ ) ابو محمدعبدالعزیز احمدبن سعیدبن عبداﷲ دمیری. فقیه، متصوف مصری ( متولد حدود سال 613 متوفی 694 هَ. ق. ). او راست: تفسیر منظوم در دو جلد. ارشادالحیاری. التیسیر فی علوم التفسیر. طهارة القلوب ( تصوف ) و غیره. ( از معجم المطبوعات ). و رجوع به اعلام زرکلی ج 1 ص 312 شود.
جمله سازی با دیرینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بریدم از همه یاران و نیست ای غم عشق گریزم از تو که از دوستان دیرینی
💡 حیف کاین کهنهپوش دیرینی در خورستش لباس رنگینی
💡 دستنوشتههایی که در بعضی صومعههای پرتغال وجود دارد متضمن ماجراها و افسانههای کهن و دیرینی است. این افسانهها که مدرک و مبنای چکامههای حماسی پرتغال بهشمار میرود، اکنون کلاً وارد تاریخ گذشته این کشور شدهاست.