دیر روی

لغت نامه دهخدا

دیرروی. ( نف مرکب ) دیررو. دیر روینده. آن تخم که دیر از خاک سرزند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دیر رو. دیر روینده. آن تخم که دیر از خاک سر زند.

جمله سازی با دیر روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو سوی دیر روی، سبحه را بنه قدسی مبر به مجلس دردی‌کشان ریایی را

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز