دیر دم
لغت نامه دهخدا
دیردم. [ دَ ] ( ص مرکب ) که دیر دم کشد از چای و برنج و مانند آن. چای که دیررنگ پس دهد. برنج که دیردم کشد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
که دیر دم کشد از چای و برنج و مانند.
جمله سازی با دیر دم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل عطار دم مزن که درین دیر دم نتوان زد ز سر پردهٔ رازم