دید و وادید

لغت نامه دهخدا

دید و وادید. [ دی دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) دید و بازدید. بملاقات یکدیگر رفتن:
عید نوروز مبارک را بود عین الکمال
دید و وادیدی که آئین و شعار مردم است.صائب.رجوع به دید و بازدید شود. || دید و وید. رجوع به دید و وید شود. دید و وادید کردن. دید و ویدکردن، در تداول عامه، همه تن یکدیگر را مجروح کردن.سخت از هرجا مجروح کردن. سخت کوفتن و چندین جریحه دار ساختن. با دست و با دندان جویدن تن زنده ای را. دریدن و پاره پاره کردن با چنگال و دندان و ناخن اندام کسی را یا حیوانی را. بچه های یکدیگر را دید و وادید کرده اند. سگها یکدیگر را دید و وادید کرده اند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دید و بازدید. بملاقات یکدیگر رفتن.

جمله سازی با دید و وادید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن عالم که باشد دید و وادید نخواهند از تو غیر از عدل پرسید

💡 عیش در کلبه ما گوشه نشین می باشد دید و وادید مکن عید همین می باشد

💡 چون مردم چشم، دید و وادید کسان پیوسته در خانه بازی خواهد

💡 عید و نوروز مبارک را بود عین الکمال دید و وادیدی که آیین و شعار مردم است

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز