دگرگون شدن

لغت نامه دهخدا

دگرگون شدن. [ دِ گ َ گو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دیگرگون شدن. تغییر کردن.تغیر. تغییر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). عوض شدن. با وضعی دیگر شدن. با احوالی دیگر شدن. تغییر احوال دادن. تغییر ماهیت دادن. تغییر کیفیت دادن. به وضعی غیر وضع سابق درآمدن. و رجوع به دگرگون شود:
که دگرگون شدند و دیگرسان
به نهاد و به خوی و گونه و رنگ.فرخی.من پار دلی داشتم بسامان
امسال دگرگون شد و دگرسان.فرخی.دگرگون شدی و دگرگون شود
چو بر خوشه باد خزان بروزد.ناصرخسرو.هیچ دگرگون نشدجهان جهان
سیرت خلق جهان دگرگون شد.ناصرخسرو.گوئی که روزگار دگرگون شد
ای پیر ساده دل تو دگرگونی.ناصرخسرو.تو شده ای دیگر این زمانه همانست
کی شود ای بی خرد زمانه دگرگون.ناصرخسرو.ز فرّ ماه فروردین جهان چون خلد رضوان شد
همه حالش دگرگون شد همه رسمش دگرسان شد.معزی.چو از سیرت ما دگرگون شود
ز پرگار ما زود بیرون شود.نظامی.محالست اگرسفله قارون شود
که طبع لئیمش دگرگون شود.سعدی. || منقلب شدن. بهم خوردن:
در آن دم که حالش دگرگون شود
به مرگ ازسرش هر دو بیرون شود.سعدی.

فرهنگ فارسی

دیگرگون شدن.

جمله سازی با دگرگون شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كه خداى سبحان يكى از شبهه هاى كفار منكر معاد را ذكر مى كند، و آن اين است كه آيا بعداز مردن و جدائى اجزاء بدن (از آب و خاك و معدنيهايش ) و جدائى اعضاى آن، از دست و پاو چشم و گوشش و نابودى همان اجزاء عضويش و دگرگون شدن صورتها و گم گشتندر زمين، بطوريكه ديگر هيچ باشعورى نتواند خاك ما را از خاك ديگران تشخيص دهد،دوباره خلقت جديدى بخود مى گيريم ؟

💡 اجل حتمى زمان پايان قطعى عمر شخص يا قوم يا چيزى است كه هيچگونه دگرگونى درآن امـكـان نـدارد، ولى اجـل مـشـروط يـا مـعـلق زمـانى است كه با دگرگون شدن شرائط وموانع ممكن است كم و زياد بشود، قبلا در اين زمينه بقدر كافى صحبت كرده ايم.

💡 2 - همچنين از جمله اعمال وقت دگرگون شدن آفتاب به واسطه غروب آن، اين است كهآنچه را از امام باقر(ع ) روايت شده انجام دهى و بگويى كه فرمود:رسول خدا(ص ) هماره وقتى آفتاب بر سر قلّه كوه سُرخ مى شد، چشمانش پر از اشك مىگرديد و مى فرمود:

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز