لغت نامه دهخدا
دوزن. [ زَ] ( اِ ) تمساح. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمساح شود.
دوزن. [ زَ] ( اِ ) تمساح. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمساح شود.
تمساح.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 105- دنيا و آخرت دو هوو هستند (مانند دوزن كه يك شوهر داشته باشند) در كلماتقصار نهج البلاغه، كلمه 100، اين مضمون آمده است.
💡 فیلمنامه دوزن در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توفیق آفرین به صورت مصور در ۱۷۶ صفحه و در قطع رقعی کتاب منتشر شدهاست و در سال ۱۳۷۹ نیز به چاپ دوم رسید.
💡 عضوی ز تو گر یار شود با دشمن دشمن دو شمر تیغ دو کش زخم دوزن
💡 زن خائن تبه و مرد دوزن بیخردست وآنکه دارد دو خدا مشرک و کافر باشد
💡 تپه باستان دوزنان مربوط به دوره ساسانیان - سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان میانه، بخش مرکزی، دهستان کله بوز غربی، ۷۰۰ متری شرق روستای دوزنان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۹۰۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.