دور ترک
لغت نامه دهخدا
دورترک. [ ت َ رَ ] ( ص تفضیلی، ق مرکب ) کمی دورتر. اندکی دورتر:
چون بر حافظخویشش نگذاری باری
ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک.حافظ.|| بسیار دورتر، به این معنی «کاف » برای تعظیم باشد. ( غیاث ).
فرهنگ فارسی
کمی دورتر.
جمله سازی با دور ترک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من دریغ آیدم آلوده شود دامن تو زاهدا از در میخانه برو دور ترک
💡 در ره جولانت چون دیده ما خاک شد دیده بسی در رهست دور ترک ران سمند
💡 چو از دور ترک دژم را بدید کمان را به زه کرد و اندر کشید
💡 یک گام زخود دور ترک منزل یار است در مرحله عشق بجز این سفری نیست
💡 در خانه شش گوشه مربع چو نشینم ز آنسوی مکان پویم و زین دور ترک هم