رنده کردن

مترادف‌ها

تراشیدن، ساییدن

لغت نامه دهخدا

رنده کردن. [ رَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رندیدن. تراشیدن. تراشیدن و رنده زدن چوب و فلزات را برای صاف و هموار کردن آنها. رنده کاری کردن. رجوع به رنده و رندیدن و رنده زدن و رنده کاری شود.

فرهنگ فارسی

رندیدن تراشیدن

جمله سازی با رنده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رنده یکی از وسایل آشپزی است که برای خرد کردن مواد غذایی به قطعات ریز بکار می‌رود. کاربرد آن بیشتر در رنده کردن مواد غذایی مانند پیاز، سیر و پنیر است. هدف از رنده کردن خوردنی‌ها، پخش یکسان آن‌ها در همه خوراک است.

💡 برای تهیه یک سالاد میوه تازه و خوش‌طعم، ابتدا باید پوست میوه‌ها را جدا کرده و سپس آن‌ها را به صورت رشته‌های بسیار نازک با رنده کردن آماده کنید.

💡 آشپزهای حرفه‌ای در رستوران‌های بزرگ، با مهارت بسیار بالا از رنده کردن پنیر پارمزان برای تزئین انواع پاستا و غذاهای ایتالیایی در لحظه آخر استفاده می‌کنند.

💡 اگر می‌خواهید از ادویه‌های تازه و معطر در آشپزی خود استفاده کنید، بهتر است به جای استفاده از پودر آماده، آن‌ها را با رنده کردن تازه تهیه کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران