دوان دوان

لغت نامه دهخدا

دوان دوان. [ دَ دَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال دویدن. در حال دوندگی. در حال دوانی. در حالی که دود. ( یادداشت مؤلف ):
گاهی چو گوسفندان در غول جای من
گاهی چو غول گرد بیابان دوان دوان.ابوشکور.ازین پسش تو ببینی دوان دوان در دشت
به کفش و موزه برافکنده صدهزار سیان.عمعق بخارایی.- دوان دوان آمدن ( یا ) رفتن؛ در حال دوندگی آمدن یا رفتن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در حال دویدن.

جمله سازی با دوان دوان

💡 نتیجه این آرایش آن بود که جناحین او قوی و به وسیله خط ضعیفی در مرکز جبهه به یکدیگر متصل می شودند. پس از این آرایش، آتنی‌ها اقدام به یورش نمودند و دوان دوان به سوی سپاهیان ایران حمله بردند. ایرانیان از این نوع شیوه کارزار که عده‌ای بدون ترس و محابا به سوی آنان می‌دوند دچار بهت و حیرت شدند و پنداشتند که آتنی‌ها (یونانی‌ها) دیوانه شده‌اند.

💡 هر قطره خون که از مژه بر روی ما چکد آید دوان دوان که بر آن خاک پا چکد

💡 که منهم ز کامشان دوم زود در جگر و ز آنجا دوان دوان درآیم به مغز سر

💡 ازین سپس تو ببینی دوان دوان در دشت بکفش و موزه در افگنده صد هزار سیان

💡 عرض كردم: (اى آقاى من، اگر مى دانستم كه شما، اين گونه از اين خبر منخوشحال مى شويد، پا برهنه و دوان دوان نزد تو مى آمدم و خبر را مى دادم ).

💡 و از آخر شهر (كه قصر فرعون در آنجا بود) مردى دوان دوان بيامد و گفت: اى موسىدرباريان مشورت مى كردند كه تو را بكشند بيرون شو كه من از خيرخواهان توام (20).

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز